اختلالات شخصیت

 اختلالات شخصیت به سه دسته تقسیم می شوند:

 دسته ی اول – سه اختلال شخصیت پارانوئید، اسکیزوتایپال و اسکیزوئید را دربر می گیرد. افراد مبتلا به این اختلالات اغلب عجیب و غریب و نامتعارف به نظر می رسند؛ آن ها عقاید غیر معمول، افکار بدبینانه یا رفتارهای غیر عادی دارند. مثلاً به طرز عجیب و نامتعارفی لباس می پوشند.

دسته ی دوم – عبارت اند از چهار اختلال شخصت ضد اجتماعی، مرزی، نمایشی و خود شیفته. افراد مبتلا به این اختلالات اغلب دارای شخصت نمایشی، نامتعادل و هیجانی اند.

دسته ی سوم – شامل اختلالات شخصیت اجتنابی، وابسته، منفعل. پرخاشگر و وسواسی – جبری هستند – افراد مبتلا به این اختلالات، اغلب نگران و مضطرب به نظر می رسند.

در سال های اخیر چند اختلال شخصیت دیگر نیز به این ها اضافه شده است که در طبقه بندی ها جای مشخصی ندارند. این اختلالات عبارت اند از: خودآزار، دگرآزار، منفی گرا یا افسرده. هر یک از این اختلالات به اختصار توضیح داده می شود.

ابتدا به اختلالات شخصیتی مربوط به دسته ی اول می پردازیم. این اختلالات به سه نوع تقسیم می شوند:

* اختلال شخصیت پارانوئید (بدبین):

این افراد بسیار محتاط و نسبت به دیگران بی اعتماد هستند، همواره سوء ظن دارند و در حال دفاع و آماده باش به سر می برند و چون می ترسند که دیگران به آن ها صدمه بزنند بسیار حساس و گوش به زنگ هستند.

* اختلال شخصیت اسکیزوتایپال (عجیب و غریب):

این افراد تا اندازه ی زیادی شبیه بیماران اسکیزوفرنیا هستند، رفتار و عقاید عجیب و غریب دارند، در رؤیاها و خیالات عجیب و غریب سیر می کنند، در تمایز بین واقعیت و خیال، ناتوان اند و اغلب به سحر و جادو اعتقاد دارند.

* اختلال شخصیت اسکیزوئید (دوری گزین):

این افراد تمایلی به برقراری ارتباط با دیگران ندارند و نسبت به آن ها بی اعتنا هستند و چون فعالیت ها و تفریحات انفرادی را ترجیح می دهند، اغلب تا پایان عمر مجرد می مانند و بسیار سرد و کناره گیر هستند.

اختلالات شخصیتی دسته ی دوم به چهار نوع تقسیم می شوند که عبارت اند از:

* اختلال شخصیت ضد اجتماعی:

افرادی تکانشی هستند که بدون تأمل و اندیشیدن دست به عمل می زنند، قوانین جامعه را به راحتی زیر پا می گذراند و به این کار افتخار می کنند. نسبت به اعضا خانواده یا افرادی که تحت حمایت آن ها هستند، مانند همسر و فرزندان خود، احساس مسئولیت نمی کنند. دروغ می گویند، دیگران را سر کار می گذارند، دست به کلاهبرداری و دزدی می زنند و اغلب با قانون درگیری پیدا می کنند. به دلیل عدم مسئولیت پذیری و عدم رعایت مقررات، اغلب از محیط کارشان اخراج می شوند.

* اختلال شخصیت مرزی:

این بیماران پیش بینی ناپذیر و بی ثبات هستند، از طرد شدن وحشت دارند و در صورت طرد شدن به خودزنی دست می زنند، اغلب خُلق متغیری دارند که بین افسردگی و شادمانی در نوسان است. در اداره ی هیجان خشم ناتوان هستند و آن را متوجه خود می کنند (خودزنی). نسبت به خود و دیگران دیدگاه متغیری دارند، به صورتی که گاهی اوقات خود و دیگران را بسیار خوب و گاهی اوقات خود و دیگران را بسیار بد ارزیابی می کنند. در مجموع می توان گفت که این افراد بین دوست داشتن خود و انزجار از دیگران در نوسان هستند.

* اختلال شخصیت نمایشی:

این افراد هیجان های سطحی دارند، اغواگر و نمایشی به نظر می رسند، خواهان توجه دیگران هستند و همواره میل دارند که مورد توجه دیگران باشند. تنوع طلب هستند، عواطف سطحی دارند اما هیجانات خود را به شدت زیاد نشان می دهند و فاقد همدلی با دیگران هستند و پوششی تحریک آمیز دارند.

* اختلال شخصیت خودشیفته:

این افراد خودبزرگ بین و خودمحور هستند و دائم به موفقیت، زیبایی یا پیشرفت خود فکر می کنند، فاقد همدلی با دیگران هستند و فقط از دیگران برای رسیدن به اهداف خود بهره کشی می کنند. در استثمار کردن دیگران استادند. آن ها خود را فردی خاص و برتر از دیگران می بینند و بر این باورند که دیگران به اندازه ی آن ها مهم نیستند و از حقوق کم تری برخوردارند.

در دسته ی سوم، چهار نوع اختلال وجود دارد که عبارت اند از:

* اختلال شخصیت اجتنابی:

این بیماران اغلب مضطرب هستند و از طرد شدن می ترسند. به همین دلیل در موقعیت های اجتماعی ناآرام هستند و احساس تنش می کنند. آن ها خود را از دیگران کم ارزش تر و کم اهمیت تر می پندارند و در برقراری روابط بین فردی به دنبال کسب تضمین های قوی هستند. به عبارتی آن ها باید مطمئن شوند که توسط دیگران پذیرفته می شوند، در غیر این صورت در برقراری رابطه با دیگران با مشکل مواجه هستند.

* اختلال شخصیت وابسته:

بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وابسته اغلب احساس درماندگی و بی کفایتی می کنند آن ها به شدت به دیگران وابسته هستند و خود را فردی ضعیف و بی کفایت می بینند، از تصمیم گیری درباره ی مسائل عمده در زندگی ناتوان هستند و به اطمینان جویی از سوی دیگران نیازمندند.

* اختلال شخصیت منفعل – پرخاشگر:

این افراد در ابراز خشم خود ناتوان هستند و اغلب سعی می کنند خشم خود را به شیوه ای غیر مستقیم ابراز کنند؛ مانند ضایع کردن دیگران، غیبت کردن، زیر آب زدن، چوب لای چرخ دیگران گذاشتن و تعلل در برآورده کردن انتظارات و خواسته های دیگران.

آن ها خُلق متغیری دارند، همیشه ساز مخالف می زنند و گوشه گیر هستند اما در ظاهر آرام، خونسرد و همکاری کننده به نظر می رسند؛ ظاهری که با باطن شان تفاوت زیادی دارد.

* اختلال شخصیت وسواسی – اجباری:

این افراد ممکن است به بیماری وسواس مبتلا باشند یا نباشند اما به دلیل دارا بودن برخی ویژگی ها، اختلال شخصیت وسواسی – اجباری نامیده می شوند. این ویژگی ها عبارت اند از:

انعطاف ناپذیری، وقت شناسی، اشتغال ذهنی با جزئیات، وظیفه شناسی، جدی بودن، کمال گرایی و بیش از اندازه قانونمند بودن.

اکثر این افراد به کار اعتیاد دارند و جای تفریح و سرگرمی در زندگی آنان خالی است. رعایت نظم و ترتیب، با وجدان بودن، مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی افراطی از آن ها شهروندانی مطیع و خوب می سازد.

دسته ی دیگری از اختلالات شخصیت که در طبقه بندی اختلالات جای مشخصی ندارند. سه اختلال خودآزار و دیگرآزار و منفی گرا است.

* اختلال شخصیت خودآزار:

همان طور که از نامش پیداست، این افراد از لذت بردن می ترسند و از آن اجتناب می کنند. آن ها خود را فردی حقیر و بی ارزش می دانند، دستاوردهای خود را دست کم می گیرند و بی ارزش می انگارند و با اهمال کاری و تعلل، مانع پیشرفت خود می شوند. اشتباهات خود را تکرار می کنند و به دیگران اجازه می دهند تا از آن ها سوء استفاده کنند. رفتارهای آنان نشانگر خشم و خصومتی است که متوجه خود آن هاست.

* اختلال شخصیت دگرآزار:

این افراد پرخاشگر، سلطه جو و کنترل کننده به نظر می رسند و از ترساندن، تحقیر و ارعاب دیگران لذت می برند. آن ها افرادی خودرأی و انعطاف ناپذیرند و به دلیل فقدان همدلی و احساس خصومت نسبت به دیگران، اغلب دیگران را تحقیر می کنند و به آن ها صدمه می زنند.

* اختلال شخصیت منفی گرا یا افسرده:

این افراد در لذت بردن ناتوان هستند. احساس بی ارزشی و گناه می کنند و احساس خود کم بینی دارند، خود را سزاوار سرزنش، تحقیر و مجازات می دانند اغلب از کمبود انرژی رنج می برند، دلسرد، بدبین و منزوی هستند و احساس بی کفایتی، بی ارزشی می کنند و مشکلات روزمره ی زندگی اشتغال ذهنی آن هاست

هر فردی، در شرایط مختلف، به‌شکل متفاوتی می‌اندیشد، رفتار می‌کند و واکنش نشان می‌دهد. شخصیت هر فرد به عوامل متعددی بستگی دارد، مثل نحوه‌‌ٔ بزرگ‌شدن، تاثیر ژن‌ها، محیط پیرامونی، و تجربه‌های زندگی. اختلال شخصیت به‌این‌خاطر اتفاق می‌افتد که فرد طبق هنجارهای پذیرفته‌شده‌ی جامعه نمی‌اندیشد و رفتار نمی‌کند و اعتقاداتی غیر از اعتقادات پذیرفته‌شده دارد.

ابتدا بفهمید اختلال شخصیت چگونه شکل می‌گیرد. اختلال شخصیت معمولاً ریشه در کودکی دارد، و ناشی از باوری غلط است که خودش را در بزرگسالی آشکار می‌کند. فرد به مدت طولانی از الگوهای رفتاری‌ای پیروی کرده و تجربه‌هایی شخصی اندوخته که با هنجارها تفاوت فاحشی داشته‌اند

نتیجه این می‌شود که فرد بزرگسال نمی‌تواند روابط شخصی درستی برقرار کند، نمی‌تواند خودش را با بعضی موقعیت‌های خاص تطبیق دهد، و نمی‌تواند خودش را با تغییر هماهنگ کند

تحقیقات نشان داده بعضی از ویژگی‌هایی را که از طریق ژن منتقل می‌شوند می‌توان علت اختلالاتی همچون اضطراب، پرخاشگری، و ترس دانست.

نقش جراحت‌های روحی دوران کودکی را بپذیرید. در چند دانشگاه بسیار مهم آمریکا، به‌صورت مشترک، تحقیقی انجام شد که آن را این‌طور نام‌گذاری کردند: مطالعه‌‌ٔ گروهی و طولی اختلالات شخصیتی. در این تحقیق، نقش آسیب‌های روحی دوران کودکی در ایجاد اختلالات شخصیتی بررسی شد.

یکی از تحقیق‌ها نشان می‌داد که میان نوع آسیب روحی و تعداد دفعاتی که فرد دچار آن آسیب روحی می‌شود با اختلال شخصیتی رابطه‌ای وجود دارد. مثال: احتمال بیشتری دارد که کودکانی که آسیب جنسی دیده‌اند دچار اختلال شخصیت مرزی شوند.

بپذیرید که حساسیت افراطی می‌تواند نشانه باشد. کودکانی که حساسیت شدیدی به محرک‌هایی مثل صدا، نور، و لمس دارند، ممکن است دچار اختلال‌هایی مثل درخودماندگی، عصبیّت یا ترس شوند. حدود ۲۰درصد از نوزادان واکنشی هستند، اما کمتر از ۱۰درصد از این نوزادان دچار اختلال شخصیتی می‌شوند. به‌همین‌خاطر، نباید نقش حساسیت افراطی را مستقیم درنظر گرفت و آن را تنها عامل موثر در این رابطه دانست