اضطراب امتحان

اضطراب امتحان : اصطلاحی کلی است که به نوعی اضطراب یا هراس اجتماعی خاص اشاره دارد. این نوع اضطراب، فرد را نسبت به توانایی هایش دچار تردید کرده و توان او را برای مقابله با موقعیت امتحان، کاهش می دهد. فردی که دچار اضطراب امتحان شده است، مواد درسی را می داند، اما شدت اضطراب وی مانع از آن می شود که معلومات خود را هنگام امتحان به ظهور برساند. معمولا بین نمرات اضطرابی و نمرات امتحانی، یک رابطه معکوس معناداری وجود دارد; به این شکل که هر چه نمره اضطراب بالاتر باشد، نمره امتحان کمتر خواهد بود و هر چه نمره اضطراب پایین تر باشد، نمره امتحان بالاتر خواهد بود. این یک واقعیت است که افزایش اضطراب با کاهش کارآمدی تحصیلی مرتبط است; زیرا اضطراب به طور موقت کنش وری بهنجار (توانایی عقلی معمولی) فرد را دچار اختلال می کند به طوری که فرد مضطرب نمی تواند از توانایی های عقلی خود خوب استفاده کند; از این روی یا مطالب امتحانی را خوب نمی تواند به حافظه بسپارد یا این که اگر از قبل همه مطالب را یاد گرفته باشد، هنگام امتحان به او فراموشی دست می دهد و توان بازیابی مطالب آموخته شده را ندارد.

در زیر به متداول ترین روش های مهار اضطراب اشاره می کنیم:

روش خود آموزش دهی

این روش را میشن بام ابداع کرده و معتقد است بسیاری از افراد در خلال موقعیت های اضطرابی، یک حالت «خودگویی »  منفی، مانند «هیچ چیز درست نخواهد شد» یا «من دراین امتحان موفق نخواهم شد» دارند; این خودگویی ها باعث افزایش سطح اضطراب و کاهش کارآمدی فرد می گردد. در این شیوه، درمانگر به مراجعان خود می آموزد که خودگویی های مثبت مانند «گام به گام پیش می روم » و یا «می توانم بر موقعیت مسلط شوم » را جایگزین خودگویی های منفی کنند; یعنی در واقع راه مقابله با منفی بافی ها را به مراجعان خود می آموزند.

روش تنش زدایی

بر اساس این روش در خلال چند جلسه چگونگی ایجاد آرامش در عضلات، به مراجع آموزش داده می شود. تلقین، تصویرپردازی، تمرین، تنظیم تنفس و حتی داروهایی که تاثیر کوتاه مدت دارند می توانند برای دستیابی به این هدف به کار گرفته شوند.

روش پسخوراند زیستی

پسخوراند زیستی یک روش درمانگری «رفتاری – زیست شناختی » است که در خلال آن افراد به گونه ای به دستگاه های هدایت کننده متصل می شوند تا بتوانند پیوسته اطلاعات دقیقی درباره فعالیت های فیزیولوژیکی خود مانند ضربان قلب یا تنش عضلانی را در اختیار داشته باشند. بر اساس دستورالعمل های درمانگر و توجه به علامت های دستگاه هدایت کننده، بیماران به تدریج می آموزند که فعالیت های ارادی و حتی فعالیت های فیزیولوژیکی غیر ارادی خود را مهار کنند